آدمهای خوب شهر

Thursday, June 12, 2008

موبایل گم شده

طبق معمول هر روز صبح در ایستگاه اتوبوس نشسته بودم
به محض اینکه سوار اتوبوس شدم و نشستم دیدم که موبایلم نیست و فکر کردم که موبایلم رو خونه جا گذاشتم
ولی ظاهرا وقتی که اتوبوس از راه رسیده و منم پاشدم که سوار بشم موبایلم از تو کیفم افتاده زیر صندلی ایستگاه
خلاصه که تا رسیدم دانشگاه زنگ زدم خونه و قبل از اینکه من چیزی بگم گفتند که یکی زنگ زده و گفته گوشی رو پیدا کرده و گفته بهش زنگ بزنم و قرار بذارم که برم بگیرم
منم زنگ زدم و یک صدای جوان بود که گفت من امتحان دارم و بعد امتحان قرار بذاریم
ظاهرا از تو گوشی شماره خونه رو پیدا کرده بوده و زنگ زده بوده و وقتی فهمیده من کدوم دانشگاهم گفته که اونم داره میره اون طرفا و کار داره
بالاخره قرار شد ساعت 12 گوشی رو بیاره
12:30 شد و پیداش نشد
حدود 12:45 اومد
بنده خدا بدو بدو داشت می یومد و قبل از هر چیزی شروع کرد به عذرخواهی که دیر اومده سر قرار و بعدش گفت چک کنم که گوشی سالمه یا نه
یه پسر احتمالا دبیرستانی بود
از اون سن و سال ها که دنبال گوشی و ماشین و ... هستن
من هرچی گفتم بیاد یه شربتی ابمیوه ای چیزی بخوره نیومد و منم هرچی یه جوری خواستم جبران کنم اصلا مهلت نداد و رفت
من حتی اسمش رو هم نفهمیدم
نگهبان دانشکده که دهنش باز مونده بود و باورش نمی شد

نویسنده: مزدک

Labels:

1 Comments:

  • بسیار خوشحال شدم از این که میبینم دوباره آپدیت میکنین.من مطالب بسیار زیبایی پیش از این تو این وبلاگ خونده بودم

    By Anonymous تنها, at 9:30 AM  

Post a Comment

<< Home